صلح، زن، زندگی، آزادی؛ ضرورت شکلگیری یک جنبش ملی صلحخواه
هر جنگی، پیش از آنکه در میدانهای نبرد آغاز شود، در زندگی روزمره مردم آغاز میشود. جنگ تنها مرزها را تغییر نمیدهد؛ بلکه امید، امنیت و آینده یک ملت را نشانه میرود. در دهههای گذشته، مردم ایران بارها هزینه بحرانهایی را پرداختند که هرگز انتخابشان نبوده است.
تجربه سالهای اخیر بهروشنی نشان داده است که:
-
نه حمله نظامی خارجی توانسته آیندهای بهتر برای ایران بسازد،
-
و نه تداوم بحرانهای نظامی توانسته رفاه و امنیت را برای مردم به ارمغان آورد.
پیش از این، محور اصلی گفتگوها پرونده هستهای و برنامههای موشکی بود، اما با گسترش درگیریها، ابعاد تازهای چون امنیت تنگه هرمز و خطوط کشتیرانی نیز وارد معادلات شده است. امروز جنگ و مذاکره دو روی یک واقعیت سیاسیاند، اما پرسش اصلی این است: آیا امکان تبدیل این بحرانها به یک توافق پایدار و ضامن منافع ملی وجود دارد؟
پاسخ به این پرسش تنها در دست دولتها نیست؛ بلکه به نقش جامعه، شهروندان و نیروهای مدنی بستگی دارد. راه سوم نه جنگ است و نه اتکا به مداخله خارجی؛ راه سوم، شکلگیری یک جنبش ملی صلحخواه و دموکراسیخواه است. جنبشی که خواهان:
-
کاهش تنش و حفظ جان مردم،
-
تقویت گفتوگو و دیپلماسی،
-
و ساخت آیندهای مبتنی بر مشارکت فعال شهروندان باشد.
صلح تنها به معنای «نبود جنگ» نیست؛ صلح یعنی امنیت برای خانوادهها، فرصت برای آموزش و سرمایهگذاری، احترام به کرامت انسانی و آزادی اندیشه. همانطور که جنبش «زن، زندگی، آزادی» توانست کرامت انسانی را به یکی از اصلیترین مطالبات جامعه تبدیل کند، امروز نیز آینده ایران در اندیشه جامعه مدنی و اراده مردم ساخته خواهد شد.
زیرا آیندهای آزاد، آباد و امن، تنها بر پایه صلح پایدار و مشارکت مردم ساخته میشود.
آینده ایران پس از جنگ؛ صلح، قدرت یا تغییر؟
رضا شاه پهلوی؛ میان مدرنیزاسیون و استبداد
بررسی چشمانداز تحولات اجتماعی و سیاسی ایران در برنامه «تحلیلروز»
نقش جنبش زنان در تقویت جامعه مدنی و آینده دموکراسی در ایران