جمهوری‌خواهان و سیاستِ گذار در ایران امروز: از مطالبات روز تا گذار دموکراتیک

نویسنده: کوروش پارسا آیا مبارزه برای مطالبات روزمره معیشتی و اجتماعی منافاتی با گذار دموکراتیک دارد؟ کوروش پارسا در این مقاله تحلیلی به بررسی راهبردهای جمهوری‌خواهان برای پیوند دادن مطالبات روز به ساختن قدرت …

دوشنبه 9 شهریور 1405 | Mon Aug 31 2026 6 بازدید زمان مطالعه: 12 دقیقه
جمهوری‌خواهان و سیاستِ گذار در ایران امروز: از مطالبات روز تا گذار دموکراتیک

مقدمه: سیاست امروز باید سیاستِ گذار باشد

اگر جمهوری اسلامی را نظامی بدانیم که به دلیل ساختار ولایت فقیه، نهادهای انتصابی، تمرکز قدرت، سرکوب سازمان‌یافته و فقدان سازوکار واقعی انتقال قدرت، قابل تبدیل تدریجی به یک دموکراسی نیست، یک نتیجه عملی مهم از آن حاصل می‌شود:

هدف سیاست جمهوری‌خواهان نمی‌تواند اصلاح و کارآمدکردن این نظام باشد؛ سیاست امروز باید هم‌زمان زندگی مردم را بهبود دهد، قدرت مستقل جامعه را افزایش دهد و شرایط گذار از نظام موجود را فراهم کند.

از این منظر، دو خطا باید کنار گذاشته شوند:

  1. خطای نخست: انتظار برای «روز گذار» و موکول‌کردن سیاست به آینده.

  2. خطای دوم: غرق‌شدن در مطالبات روزمره به‌گونه‌ای که افق تغییر ساختاری از میان برود.

راه سوم، پیوند این دو است:

مطالبه امروز + سازمان‌یافتگی جامعه + تغییر توازن قوا + گذار دموکراتیک

ایران با بحران اقتصادی، تورم و فقر، بحران آب و انرژی، فساد، تبعیض، مهاجرت گسترده، فرسایش نهادها و سرکوب جامعه مدنی روبه‌روست. جمهوری‌خواهان باید از دل همین بحران‌ها سیاست تولید کنند؛ اما نه با این توهم که مجموعه‌ای از اصلاحات بخشی می‌تواند جمهوری اسلامی را به حکمرانی دموکراتیک تبدیل کند.

مسئله اصلی این است: چگونه مبارزه برای زندگی بهتر امروز را به فرایند ساختن قدرت مردم برای تغییر فردا تبدیل کنیم؟

۱. نقطه عزیمت: گذار، نه اصلاح نظام

اصلاح یک سیاست با اصلاح یک نظام سیاسی یکی نیست. می‌توان امروز خواهان افزایش دستمزد، آزادی زندانیان سیاسی، توقف پروژه‌های مخرب محیط‌زیستی، رفع تبعیض علیه زنان یا شفافیت بودجه شد، بدون آنکه تصور کنیم جمهوری اسلامی از طریق همین اصلاحات به یک نظام دموکراتیک تبدیل خواهد شد.

بنابراین مطالبه‌گری روزمره باید سه کار انجام دهد:

  • از زندگی و حقوق مردم دفاع کند؛

  • فضای سازمان‌یافتگی جامعه را گسترش دهد؛

  • و انحصار قدرت حکومت را محدود کند.

مرز سیاست جمهوری‌خواهانه با اصلاح‌طلبی حکومتی همین‌جاست. هدف نهایی، اصلاح جمهوری اسلامی نیست؛ تغییر توازن قدرت به سود جامعه و فراهم‌کردن امکان گذار به یک جمهوری دموکراتیک است.

۲. سیاست را از بحران‌های واقعی جامعه آغاز کنیم

سیاست جمهوری‌خواهانه نباید عمدتاً حول مناسبات درونی اپوزیسیون بچرخد: چه کسی رهبر است؟ چه کسی آلترناتیو است؟ چه گروهی با چه گروهی ائتلاف می‌کند؟

پرسش مقدم باید این باشد: جامعه با چه بحران‌هایی روبه‌روست و چگونه می‌تواند برای اثرگذاری بر آنها صاحب قدرت شود؟

معیشت، آب، انرژی، حقوق زنان، مطالبات قومی و زبانی، وضعیت کارگران و بازنشستگان، دانشگاه، فساد و حقوق بشر مسائل منفصل نیستند. در همه آنها یک مسئله مشترک وجود دارد: شهروندان بر تصمیماتی که زندگی آنان را تعیین می‌کند، قدرت کافی ندارند. بنابراین هر سیاست جمهوری‌خواهانه باید مطالبه مشخص اجتماعی را به پرسش قدرت متصل کند.

۳. فرمول سیاستِ گذار

هر سیاست جمهوری‌خواهانه باید به پنج پرسش پاسخ دهد:

  1. مسئله امروز چیست؟

  2. راه‌حل فوری و عملی چیست؟

  3. چه نیروی اجتماعی می‌تواند حامل این مطالبه باشد؟

  4. این مطالبه چگونه سازمان‌یافتگی جامعه را افزایش می‌دهد؟

  5. و چگونه به تغییر توازن قوا و گذار دموکراتیک کمک می‌کند؟

زنجیره راهبردی:

بحران و مطالبه ⬅️ سیاست مشخص ⬅️ سازمان‌یافتگی ⬅️ قدرت اجتماعی ⬅️ تغییر توازن قوا ⬅️ مقاومت مدنی ⬅️ گذار ⬅️ جمهوری دموکراتیک

اگر سیاستی هیچ ارتباطی با سه حلقه نخست نداشته باشد، احتمالاً صرفاً یک موضع کارشناسی است، نه سیاستِ گذار.

۴. «چه باید کرد؟» از امروز آغاز می‌شود

گذار را نمی‌توان به لحظه فروپاشی حکومت موکول کرد. بخش مهمی از زیرساخت گذار باید پیش از گذار ساخته شود.

از امروز باید هم‌زمان چند ظرفیت شکل گیرد:

  • شبکه‌های مستقل جامعه

  • پیوند میان جنبش‌های اجتماعی

  • کانون‌های کوچک و افقی

  • سیاست‌های جایگزین

  • رسانه مستقل

  • ظرفیت کارشناسی

  • ائتلاف جمهوری‌خواهی

  • برنامه محدود و روشن برای دوران انتقال

روز بحران سیاسی برای ساختن همه اینها دیر است.

قاعده راهبردی: هر آنچه برای یک گذار دموکراتیک لازم است و می‌توان پیش از گذار ساخت، باید از امروز ساخته شود.

۵. معیشت را به تغییر ساختار قدرت متصل کنیم

جمهوری‌خواهان نمی‌توانند به شهروندی که با اجاره، تورم، درمان یا بیکاری درگیر است بگویند: «پس از تغییر حکومت مشکل حل خواهد شد.» باید برای دستمزد، بازنشستگی، تأمین اجتماعی، مسکن، سلامت، آموزش، مالیات و بودجه عمومی سیاست مشخص داشت.

اما تفاوت سیاست جمهوری‌خواهانه در حلقه بعدی است: باید توضیح داد چرا حل پایدار این مشکلات به دولت پاسخگو، بودجه شفاف، رسانه آزاد، تشکل مستقل، قوه قضائیه مستقل، انتخابات آزاد و امکان تغییر حکومت از طریق رأی مردم نیاز دارد.

مطالبه معیشتی ⬅️ مطالبه نهادی ⬅️ مطالبه دموکراتیک

نان و آزادی رقیب یکدیگر نیستند. در یک نظام غیرپاسخگو، حتی سیاست اقتصادی نیز در نهایت مسئله قدرت است.

۶. هر سیاست باید حامل اجتماعی داشته باشد

سیاست بدون نیروی اجتماعی، روی کاغذ باقی می‌ماند. سیاست آموزش بدون معلمان، والدین و دانشگاهیان؛ سیاست محیط‌زیست بدون شبکه‌های محیط‌زیستی؛ سیاست زنان بدون جنبش زنان؛ و سیاست کار بدون تشکل‌های کارگری ناقص است.

  • مدل قدیمی: کارشناس ⬅️ سند ⬅️ حزب ⬅️ بیانیه

  • مدل سیاست گذار: جامعه ⬅️ مسئله ⬅️ متخصص و کنشگر ⬅️ راه‌حل ⬅️ شبکه ⬅️ مطالبه ⬅️ کنش جمعی ⬅️ قدرت اجتماعی

سؤال فقط این نیست که «سند ما چقدر خوب است؟» سؤال مهم‌تر این است: چه قدرت اجتماعی پشت آن شکل گرفته است؟

۷. جامعه مدنی را سازمان حزبی نکنیم

ساختن قدرت اجتماعی به معنای تصاحب جامعه مدنی نیست. جنبش زنان، تشکل‌های کارگری، انجمن‌های صنفی، شبکه‌های دانشجویی و نهادهای مدنی باید مستقل بمانند. جمهوری‌خواهان باید از آزادی سازمان‌یابی آنها دفاع کنند، صدای آنان را بازتاب دهند، دانش و امکانات در اختیارشان بگذارند و میان شبکه‌های مختلف پل ایجاد کنند.

چرا؟

زیرا هدف فقط مهار جمهوری اسلامی نیست. جامعه مدنی قدرتمند باید دولت آینده را نیز مهار کند. بدون جامعه مستقل، حتی پس از تغییر حکومت خطر بازتولید تمرکز قدرت باقی می‌ماند.

۸. مسئله ایران کمبود اعتراض نیست؛ کمبود قدرت سازمان‌یافته است

ایران بارها شاهد اعتراض، خیزش و مقاومت بوده است. مسئله اصلی نبود شجاعت اجتماعی نیست؛ مسئله، شکاف میان بسیج اعتراضی و سازمان‌یافتگی پایدار است.

هدف نباید ادغام همه در یک تشکیلات واحد باشد، بلکه ساختن شبکه شبکه‌هاست:

شبکه محلی ⬅️ شبکه صنفی و مدنی ⬅️ ارتباط میان شبکه‌ها ⬅️ همکاری بر مطالبات مشترک ⬅️ ظرفیت اقدام مشترک ⬅️ قدرت اجتماعی

قدرت اجتماعی یعنی جامعه بتواند نه فقط اعتراض کند، بلکه تصمیم حکومت را تحت تأثیر قرار دهد و در لحظه لازم از همکاری با قدرت سر باز زند.

۹. کانون‌های جمهوری‌خواهی؛ زیرساخت کوچک یک تحول بزرگ

کانون‌های جمهوری‌خواهی می‌توانند یکی از ابزارهای این فرایند باشند؛ مشروط بر آنکه به شعبه‌های کوچک یک مرکز سیاسی تبدیل نشوند.

کانون باید محل تمرین باشد: گفت‌وگو، همکاری، تصمیم‌گیری جمعی، مسئولیت‌پذیری، شناخت مسائل محلی، شبکه‌سازی و آموزش شهروندی. اهمیت کانون در این است که روابط جمهوری‌خواهانه را پیش از تأسیس جمهوری تمرین می‌کند.

۱۰. ثقل جمهوری‌خواهی باید هم اجتماعی باشد و هم سیاسی

جامعه سازمان‌یافته بدون بدیل سیاسی ممکن است در لحظه بحران نتواند انتقال قدرت را مدیریت کند. بدیل سیاسی بدون پایه اجتماعی نیز ممکن است چیزی جز ائتلاف نخبگان نباشد.

بنابراین ثقل جمهوری‌خواهی باید بر دو ستون بنا شود:

  1. قدرت اجتماعی از پایین

  2. ظرفیت سیاسی دموکراتیک در سطح ملی

۱۱. تقسیم کار روشن میان داخل و خارج

مرکز ثقل تغییر سیاسی در نهایت داخل ایران است؛ زیرا قدرت اجتماعی در جامعه ساخته می‌شود.

  • در داخل: تقویت شبکه‌های مدنی، صنفی، محلی، زنان، دانشجویان و متخصصان.

  • در خارج کشور: پژوهش، تولید سیاست، رسانه، آموزش، دیپلماسی عمومی، ارتباطات بین‌المللی، بسیج تخصص ایرانیان خارج و طراحی سناریوهای گذار.

اصل تقسیم کار: داخل، قدرت اجتماعی می‌سازد؛ خارج، ظرفیت سیاسی، کارشناسی، رسانه‌ای و بین‌المللی را تقویت می‌کند؛ هیچ‌کدام به جای دیگری صاحب اختیار نیست.

۱۲. جمهوری‌خواهان باید از «واکنش» به «آمادگی» عبور کنند

اپوزیسیونی که برای هر بحران فقط بیانیه صادر می‌کند، الزاماً برای گذار آماده نیست. ثقل جمهوری‌خواهی به گروه‌های دائمی سیاست‌گذاری در زمینه‌های اقتصاد، محیط‌زیست، انرژی، سلامت، آموزش، زنان، حقوق بشر، قومیت‌ها، سیاست خارجی و عدالت انتقالی نیاز دارد.

ترکیب مناسب: متخصص + کنشگر اجتماعی + تجربه میدانی + نیروی سیاسی

۱۳. هر سیاست باید سه زمان داشته باشد

هر برنامه باید میان سه افق تمایز بگذارد:

امروز ⬅️ گذار ⬅️ جمهوری

  • امروز: مطالبه برای دفاع از حقوق مردم و گسترش فضای جامعه مستقل.

  • دوران گذار: اقدامات فوری برای جلوگیری از فروپاشی، هرج‌ومرج و تمرکز مجدد قدرت.

  • جمهوری آینده: ساختارهایی که باید از مسیر انتخابات آزاد و مجلس مؤسسان تأسیس شوند.

۱۴. مقاومت خشونت‌پرهیز را باید ساخت، نه انتظار کشید

اعتصاب، نافرمانی مدنی، عدم همکاری، تحریم مدنی، اعتراض، شبکه‌های همیاری و ایجاد نهادهای مستقل می‌توانند ظرفیت جامعه را افزایش دهند. اما هیچ‌یک بدون سازمان‌یافتگی پایدار نیست. تکیه بر «ابرخیزش بعدی» کافی نیست؛ برای تبدیل بحران حکومت به گذار دموکراتیک، جامعه به سازمان، شبکه، بدیل و برنامه نیاز دارد.

۱۵. سیاست خارجی باید امکان گذار دموکراتیک را تقویت کند

معیار سیاست خارجی جمهوری‌خواهان: آیا این سیاست قدرت جامعه ایران را افزایش می‌دهد یا جامعه را ضعیف‌تر و دولت را امنیتی‌تر می‌کند؟

از این منظر می‌توان هم‌زمان با جنگ، تحریم‌های فراگیر و مداخله خارجی مخالفت کرد و از حقوق بشر و فشار هدفمند بر ناقضان آن دفاع نمود. گذار باید ایرانی و متکی بر جامعه ایران باشد.

۱۶. ثقل جمهوری‌خواهی باید پیش از لحظه بحران ساخته شود

ائتلاف جمهوری‌خواهان باید پیش از روز فروپاشی شکل بگیرد. این ثقل می‌تواند ائتلافی شبکه‌ای حول اصول مشترک باشد:

  • جمهوری، دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر

  • برابری شهروندی و انتخابات آزاد

  • حاکمیت قانون، تفکیک قوا و استقلال قضایی

  • تمرکززدایی دموکراتیک و خشونت‌پرهیزی

۱۷. ثقل جمهوری‌خواهی باید ایجابی باشد

ائتلافی که فقط می‌گوید «نه» هنوز توضیح نداده است چه می‌سازد.

هسته روایت جمهوری‌خواهانه: هیچ فرد، خاندان، رهبر یا ایدئولوژی حق مالکیت بر ایران را ندارد. قدرت متعلق به شهروندان است و باید محدود، توزیع‌شده، پاسخگو و قابل پس‌گرفتن باشد.

۱۸. از آلترناتیو حکومت به آلترناتیو حکمرانی

بدیل سیاسی معتبر نشان می‌دهد چگونه می‌توان کشور را در دوره انتقال اداره کرد.

اصل بنیادین: آمادگی کامل برای اداره دوره انتقال؛ اختیار محدود برای دولت انتقالی؛ اختیار نهایی برای مردم (از مسیر انتخابات آزاد و مجلس مؤسسان).

۱۹. رسانه باید بخشی از معماری گذار باشد

رسانه باید به ساختن جامعه‌ای مستقل کمک کند: رساندن صدای جنبش‌ها، پیوند متخصص و کنشگر، انتقال تجربه‌ها و مقابله با اطلاعات نادرست. رسانه باید مخاطب را از تماشاگر به شهروندِ صاحب نقش تبدیل کند.

۲۰. چه باید کرد؟ ده جهت عملی

۱. تولید سیاست روز حول مسائل واقعی مردم و اتصال آن به ساختار قدرت.

۲. مرزبندی روشن میان مطالبه‌گری و توهم اصلاح‌پذیری نظام.

۳. تقویت کانون‌ها، شبکه‌ها و ظرفیت‌های مستقل جامعه از امروز.

۴. ایجاد پل میان جنبش‌های مختلف (زنان، کارگران، معلمان، دانشجویان، محیط‌زیست).

۵. شکل‌دهی ثقل شبکه‌ای جمهوری‌خواهی در داخل و خارج.

۶. ایجاد اتاق‌های دائمی سیاست‌گذاری برای دوران گذار.

۷. ظرفیت‌سازی برای مقاومت مدنی سازمان‌یافته و خشونت‌پرهیز.

۸. تبدیل رسانه به زیرساخت آگاهی و قدرت اجتماعی.

۹. آماده‌سازی معماری محدود و پاسخگوی دوره انتقال.

۱۰. ارزیابی تمام فعالیت‌ها با یک معیار: آیا قدرت مستقل جامعه را افزایش می‌دهد؟

نقشه راه

بحران و مطالبات واقعی مردم
       ↓
سیاست‌های مشخص و قابل دفاع
       ↓
سازمان‌یافتگی جامعه
       ↓
کانون‌ها و شبکه‌های مستقل
       ↓
شبکه شبکه‌ها
       ↓
قدرت اجتماعی
       ↓
ثقل جمهوری‌خواهی
       ↓
مقاومت مدنی و تغییر توازن قوا
       ↓
گذار از جمهوری اسلامی
       ↓
دولت انتقالی محدود و پاسخگو
       ↓
انتخابات آزاد و مجلس مؤسسان
       ↓
واگذاری قدرت به نهادهای منتخب
       ↓
جمهوری دموکراتیک و توسعه دموکراتیک پایدار

 

نتیجه‌گیری: گذار را از امروز بسازیم

اگر جمهوری اسلامی اصلاح‌ناپذیر است، نتیجه منطقی آن مبارزه برای امروز و ساختن ظرفیت گذار فرداست.

جمهوری‌خواهان باید هم‌زمان سه وظیفه را پیش ببرند:

  1. دفاع از مردم در برابر بحران‌های امروز

  2. ساختن قدرت مستقل جامعه

  3. آماده‌سازی بدیل دموکراتیک برای انتقال قدرت

هدف جمهوری‌خواهان تصاحب قدرت به جای جمهوری اسلامی نیست؛ هدف، پایان‌دادن به انحصار قدرت و انتقال آن به مردمی است که پیش از گذار، در جریان گذار و پس از گذار، هرچه بیشتر سازمان‌یافته و صاحب قدرت شده‌اند.

اشتراک‌گذاری این مطلب